|
جناب آقاي دكتر روحاني! بعضيها ميگويند امريكا در انقلاب ايران تأثير داشت.
شاه داشت ايران را به ژاپن ميرساند. امريكا ترسيد و اين معركه را راه انداخت.
درباره اين حرف نظر جنابعالي را ميخواستم بدانم.
دكتر سيد حميد روحاني: در پاسخ به اين پرسش بايسته است نكتههايي
را خاطرنشان كنم، به نظر ميرسد سادهلوحانهترين و كمارجترين داوري نسبت به
تاريخ يك ملت و از همه مهمتر يك انقلاب بزرگ اجتماعي مثل انقلاب كبير اسلامي اين
باشد كه بخواهيم آن را منتسب به كشوري مثل امريكا كنيم. كساني كه اين ادعا را دارند
يا جاهل به عظمت انقلاب و به تاريخ ايران هستند، يا مثل سلطنتطلبان اسير توهم
توطئهاند و يا مزدوراني هستند كه از ناتواني غرب در به شكست كشاندن انقلاب اسلامي
عصبانياند، بنابراين، تلاش ميكنند با چسباندن چنين برچسبهاي ناچسبي، عقدهگشايي
نمايند. اسناد موجود انقلاب اسلامي و دشمني امريكا با اين انقلاب تا آن پايه گويا
است كه نياز به دليل ندارد. پشتيباني بيدريغ كارتر و ديگر مقامات آمريكايي از شاه،
پيش از سقوط، طراحي كودتاهاي پيدرپي، حمايت از گروهكهاي مزدور و تروريست،
تحريمهاي اقتصادي، وادار كردن صدام براي حمله به ايران، دادن سلاحهاي كشتار جمعي
به صدام براي نابودي ملت ايران و انقلاب اسلامي، حمايت قاطع از نظام سلطنت، مقابله
با پيشرفتهاي علمي ايران و دهها جريان، رويداد و نوشتههاي به جا مانده از
مأموران امريكايي و ديگر دستاندركاران غربي در مبارزه با انقلاب اسلامي و دهها
گواه زندة ديگر براي ابطال چنين ديدگاههايي كافي است.
بيترديد ميدانيد كه شاه با كودتاي سازمان سيا و دلار امريكا در 28 مرداد 1332 تاج
و تخت از دست رفته خود را بار ديگر بازيافت و بر گرده ملت ايران سوار شد. او پايگاه
مردمي نداشت و با ياوري و پشتيباني بيدريغ امريكا به سلطنت و حكومت ادامه ميداد و
اگر روزي امريكا دست از پشت او برميداشت، بيدرنگ سقوط ميكرد و قدرت سلطنت خود را
از دست ميداد. بنابراين، اگر امريكا ميخواست او را از قدرت و سلطنت كنار بزند به
برپايي انقلاب نيازي نداشت، ميتوانست به وسيله يكي از فرماندهان ارتش با يك
كودتاي نظامي او را سرنگون كند و يا به شكلي به ترور او دست بزند و يا با دارويي
مرگآور، بدون سر و صدا او را از ميان ببرد و اصولا شاه در برابر امريكا تا آن
پايه خودباخته، بياراده و ناتوان بود كه اگر امريكا به او رو ترش ميكرد، او
بيدرنگ دستها را بالا ميبرد و همهچيز را رها ميكرد و ميرفت و ديگر لازم نبود
امريكا براي بيرون كردن او انقلاب به راه بيندازد. همانطوري كه پدر او در مقابل
انگليس دستها را بالا برد و همهچيز را رها كرد و از چنگ ملت ايران گريخت.
استكبار جهاني و نفتخواران بينالمللي و در رأس آنان آمريكا و انگليس ميتوانند با
پخش دلار و با سمپاشيها و فتنهگريها مشتي اراذل و اوباش را به خيابانها بكشانند
و حكومتهايي را كه از پايگاه مردمي برخوردارند، به چالش بكشند، ليكن هيچگاه
نميتوانند يك ملت را در راه پيشبرد سياست شيطاني و استعماري خود به حركت درآورند و
انقلاب پديد آوردند. آمريكا ميتواند يك انقلاب را به چالش بكشد و حتي براندازد،
ليكن نميتواند انقلاب بيافريند. انقلاب همواره در راه كوتاه كردن دست تبهكاران و
زورمداران درونمرزي و چپاولگران و تجاوزكاران برونمرزي از سرنوشت كشورها و ملتها
ميباشد، نه در راستاي منافع آنها.
اينكه گفته شود شاه به دنبال ساختن ژاپن ديگري در ايران بود و امريكاييان
نميخواستند اين اتفاق بيفتد نيز تحريف آشكار تاريخ است. براي اينكه جنابعالي اوضاع
اقتصادي و اجتماعي به هم ريخته دوران شاه را كه ناشي از سياستهاي اصلاحات ارضي و
انقلاب سفيد بود بهتر درك كنيد شما را به نوشتههاي غربگراياني چون: فرد هاليدي،
احمد اشرف، همايون كاتوزيان، ماشاالله آجوداني، آموزگار، مسعود كمالي، حسين بشيريه،
بازرگان، گراهام رابرت، محسن ميلاني، مهدي پرهام و صدها نويسنده ديگر ـ كه اوضاع
نابسامان و بيبرنامه و به هم ريخته اقتصادي دوره شاه را در آثارشان به خوبي ترسيم
كردهاند ـ ارجاع ميدهيم. اين افراد هيچكدام طرفدار انقلاب اسلامي نيستند كه
بگوييم با جانبداري نوشتهاند. ژاپن شدن ايران در دوره شاه افسانهاي است كه
سلطنتطلبان بعد از سقوط شاه درست كردند. حتي در همان دوره نيز به ندرت اثري پيدا
ميكنيد كه سياستهاي رژيم پهلوي را تشبيه به سياستهاي ژاپن كرده باشند. رژيمي كه
از فرق سر تا نوك پا امريكايي و غربي بود و توانايي حتي توليد يك لولهنگ را نداشت و
سازمان برنامه، ارتش، وزارت اقتصاد، وزارت جنگ، وزارت صنايع، وزارت كشاورزي و ديگر
سازمانهاي برنامهريزي و اجرايي آن را بيگانگان اداره ميكردند و حتي از
تكنسينهاي داخلي هم محروم شده بود، چگونه ميتوانست ايران را به ژاپن تبديل كند؟
بنيادهاي اين ادعا عموما از ناحيه سلطنتطلبهايي مطرح ميشود كه به خاطر وعدههاي
پوچ امريكا در سرنگوني انقلاب اسلامي و شكست ذلتباري كه در ايران نصيب امريكا،
نظام شاهنشاهي و غربگرايان وابسته به امريكا و سلطنت شده است به دنبال روزنههايي
براي ايجاد ترديد در تاريخنگاري انقلاب اسلامي هستند تا دست كم نسلهاي آينده را
از همراهي و پشتيباني از انقلاب اسلامي بازدارند و انقلاب اسلامي را بيرهرو سازند،
ليكن «زهي خيال باطل»!
|